ابراهیم نبوی طنزپرداز معروف ایرانی، که در چهار سال اول دوران ریاستجمهوری محمد خاتمی، و عصری که زمانهی اصلاحات و بهار مطبوعات نام گرفته، خوش درخشید، و نامآور شد، اوایل دههی ۸۰ بعد دو بار زندانی شدن، جلای وطن کرد، و در حالی که دستکم در یک دههی گذشته بارها صدای خود را بلند به گوش همه رساند، که بریده، و میل بازگشت دارد، ناشنیده دست از جان شست، و زندگیاش را خاتمه داد.
مدت زیادی از مرگ رازآلود کیانوش سنجری مخالف ایرانی، که از ایران رفت، اما بازگشت، و باز رفت و باز رجعت کرد نگذشته. مرگی که نام خودکشی، تا توطئهی سیاسی و قتل مشکوک دولتی نام گرفت.
نبوی در گفتوگویی خودکشی سنجری را آنومیک نامنهاده. تبیینی که طبعا برای او مایهی لعن و نفرین شده، چون گویی با این نامگذاری دارد سنجری، و مرگ او را نشانی از نابهنجاری وی تلقی میکند. خودکشی را باید چند علتی دید و تبیین کرد. درسی که امروز با تکیهی بر دانش موجود میشناسیم. سادهسازی خودکشی نه تنها از حیث متدولوژیک ما را به بیراههی جهل میبرد، از حیث رسانه و اطلاعرسانی هم بیم قهرمانسازی از قربانی و احتمال تقلید را در دانههای شکنندهی زنجیرهی انسانی بالا میبرد. با این وجود آن سهولتی که در درک بیولوژیک خودکشی نزد روانپزشک ایرانی بود، گرفتار دشواری و مساله شده. روانپزشک ایرانی به سادگی میتوانست افسردگی- به هر علتی- را طبق شواهد علمی مدلل عامل خودکشی بداند، و خود را آسوده کند. در موارد اندکی هم که نمیشد بهآسانی، داستان را جمع کرد میشد گفت به هر روی ممکن است در موارد اندکی، خودکشی مستقل از اختلال روانی باشد. اما این آمار رو به فرونی خودکشی در مرزهای مملکت، و در فراسوی جغرافیا، اما همچنان در درون حصر ایرانی بودن این سالها، نمیتواند با زیستشناسی توضیح داده شود. نمیشود در یک دهه رشد خودکشی از ۶ مرگ در هر صد هزار نفر را تا مرز ده مرگ در صد هزار تن دید، و چشم بست.
خودکشی آنومیک چیست؟
خودکشی آنومیک اصطلاحی است که توسط جامعهشناس فرانسوی، امیل دورکیم، در کتاب «خودکشی: مطالعهای در جامعهشناسی» معرفی شد. این نوع از خودکشی زمانی رخ میدهد که فرد دچار فروپاشی هنجارها و ارزشهای اجتماعی شود و گرفتار احساس بیگانگی، بیهدفی یا ناامیدی گردد. این وضعیت معمولاً در دورههایی از تحولات شدید اجتماعی یا اقتصادی، مانند بحران مالی، صنعتیشدن سریع یا تغییرات عمده در شرایط شخصی (مانند طلاق یا از دست دادن شغل) به وجود میآید. در این شرایط، نبود قوانین اجتماعی مشخص و حمایت کافی میتواند افراد را سردرگم و جداافتاده کند و خطر خودکشی را افزایش دهد.
خودکشی آنومیک را با چند مولفه میشود شناخت:
اختلال در نظم اجتماعی: خودکشی آنومیک با بیثباتی اجتماعی یا تغییراتی مرتبط است که هنجارها و ارزشهای سنتی را تضعیف میکند.
از دست دادن معنا: افراد ممکن است احساس کنند اهداف و انتظاراتشان دیگر دستیافتنی نیست و دچار ناامیدی شوند.
ارتباط با رویدادهای بیرونی: این نوع خودکشی اغلب با آشفتگیهای خارجی مانند رکود اقتصادی یا بحرانهای شخصی همراه است.
کیانوش سنجری، در دوران فعالیتهای خود تحت فشارهای اجتماعی و سیاسی بسیاری قرار داشت. او بارها زندانی شده، دستکم دو بار مهاجرت نمود. اگر شرایط او شامل احساس انزوا، بیگانگی از ساختارهای اجتماعی یا ناامیدی ناشی از نبود ثبات و حمایت کافی بوده باشد، میتوان وضعیت او را از دیدگاه خودکشی آنومیک تحلیل کرد.
اگر سنجری احساس میکرد ساختارهای اجتماعیای که به آنها باور داشت یا برایشان مبارزه میکرد، در حال فروپاشیاند یا اگر با فشارهای غیرقابل تحملی روبرو بود که راه روشنی برای برونرفت نداشت، وضعیت او ممکن است با شرایطی که دورکیم برای خودکشی آنومیک توضیح داده، مرتبط باشد. با این حال، طبقهبندی دقیق وضعیت او نیازمند شناخت عمیقتر از تجربیات شخصی و شرایط منتهی به مرگ او است. به تردید نوشتم، چون حقیقتاً باور دارم خودکشی، مرگ و زندگی هر آدمی ویژگیهای مشترکی با این تجربههای انسانی وجودی دارد، اما در ذات خود منحصربفرد و یکه است. تحلیلهای سیاسی کارآمدی ندارد، و البته در مسالۀ خودکشی رهزن و حتی مهلک میتواند باشد.
سرایت خودکشی را باید جدی گرفت. و اگر کسی ظرافت انعکاس خودکشی در رسانه را نمیشناسد، حقیقتا باید هم از نوشتن در این زمینه صرفنظر کند، و هم در همرسان نمودن اطلاعات منابع دیگر دقتی کافی داشته باشد.
بله! خودکشی میتواند سرایتپذیر باشد. این پدیده که گاهی به آن «سرایت خودکشی» (Suicide Contagion) یا «اثر وِرتِر» (Werther Effect) نیز گفته میشود، زمانی رخ میدهد که خبر یا تصویرسازی از خودکشی یک فرد باعث افزایش احتمال رفتارهای خودکشی در افراد دیگر شود.
سرایت خودکشی عموما محتمل است در شرایط زیر رخ دهد:
۱. نمایش رسانهای
رسانهها نقش بسیار مهمی در سرایت خودکشی دارند. گزارشهای مو به مو و احساسی از خودکشی یک فرد، بهویژه افراد مشهور، ممکن است باعث افزایش موارد خودکشی در جامعه شود. تحقیقات نشان داده، که گزارشهای مکرر و جزئی از خودکشی میتواند تأثیر منفی بگذارد، و توصیف روش خودکشی یا دلایل آن ممکن است افراد آسیبپذیر را تحت تأثیر قرار دهد.
۲. شباهت و همذاتپنداری
افرادی که خود را با فردی که اقدام به خودکشی کرده است، مشابه میدانند (مثلاً از نظر سن، جنسیت، یا شرایط زندگی)، بیشتر در معرض خطر قرار دارند.
۳. گروههای اجتماعی و خانوادگی
در گروههای نزدیک مانند خانواده یا دوستان، خودکشی یک فرد میتواند تأثیر عمیقی بر دیگران بگذارد، بهویژه اگر این افراد در شرایط استرسزا یا آسیبپذیر باشند. همیشه باید مراقب نزدیکان بود. آنها که به یادگاران ابراهیم نبوی تسلیت رسانهای میگویند، بد نیست مستقیم از فکرها و رنجهای آنان بپرسند، و اگر لازم شد کمکحال آنان شوند.
۴. عوامل روانشناختی
افراد دارای اختلالات روانی (مانند افسردگی، اضطراب، یا اختلالات شخصیت) و کسانی که قبلاً فکر یا رفتار خودکشی داشتهاند، بیشتر در معرض سرایت خودکشی هستند.
اما سوال تکراری، چه باید کرد، و چگونه میتوان از سرایت خودکشی جلوگیری کرد؟
رسانهها، و این روزها رسانههای مجازی و شهروند-خبرنگاران نقشی مهم دارند؛ آنچه لازم است همه بدانند و در پیش گیرند این است:
۱. عدم توصیف جزئی روش خودکشی
۲. تمرکز بر راههای پیشگیری و استفاده از منابع حمایتی، یا خدمات تخصصی اگر نگران حال هود یا دیگران هستیم
۳. اجتناب از قهرمانسازی یا رمانتیککردن خودکشی.