پنجشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۱ نکوداشت دکتر احمد محیط در حالی در خانهی اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد که نامی از دانشگاهی که او در آن کار کرده و انستیتویی که پایههای آن را در آغاز انقلاب اسلامی محکم کرده بود در میان برگزار کنندگان دیده نمیشد.
دکتر احمد محیط که احتمالاً روانپزشکان نسل جدید او را کمتر بشناسند در ابتدای سال ۵۷ به ایران بازگشت و در کنار گروهی که دکتر ایرج سیاسی برای رفرم در سلامت روان ایران تدارک دیده بود قرار گرفت. وی همان زمان از ویژگیهای متمایز کنندهای هم برخوردار بود، از جمله آن که بنا به گرایش مسلطتر آن زمان، دکتر ایرج سیاسی در کنار علایق مشترک اجتماعی با محیط، دیدگاه سایکوداینامیک داشت ولی دکتر احمد محیط به رفتار گرایی متمایل بود. انقلاب شد و آب دکتر سیاسی با وزیر جدید بهداشت مرحوم دکتر کاظم سامی که او هم روانپزشک بود در یک جوی نرفت. سامی اداره آنچه را که از آن به بعد انستیتو روانپزشکی تهران نامیده شد به دکتر محیط واگذار کرد. این امکان، فرصتی شد تا انستیتو بماند و مانند برخی نهادهای دیگر که تغییر نام یافتند یا ادغام شدند اچار اضمحلال و انحلال نشود، هرچند بسیاری از ویژگیهای آن از دست رفت یا رفته بود. محیط در بهداشت روان ایران خوش درخشید، از آن جمله در مسالهی ادغام بهداشت روان در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه نقشی ممتاز بازی کرد. اینها باعث شد تا به عنوان کمیسر سلامت روان سازمان جهانی بهداشت راهی اسکندریه شود، دورهای از زندگی که برای محیط انبانی از تجربه آورده است. البته این همه داستان نیست. محیط آداب ارتباط با جهان را میداند، و یکی از چند روانپزشک ایرانی است که در جامعهی جهانی روانپزشکی به نام و نشان شناخته میشود. سالها پیش در کنگرهی اجتماعی انجمن جهانی روانپزشکی در رومانی علاوه بر آنکه مسئولیت بخش ادبیات و روانپزشکی را در کنگره داشت، به عنوان یکی از سخنرانان دعوت-شده در مورد ابتکارات ایران در بهداشت روان اولیه سخنرانی کرد. در صف اول شنوندگان، چند تن از چهرههای بنام روز روانپزشکی جهان حضور یافته بودند.
زمانی که در پایان ماموریت در سازمان جهانی بهداشت به ایران برگشت چند بار شنوندهی سخنان او بودم. حرفهای تازهای آورده بود از جمله اینکه وقتی مجدداً طبابت را در تهران آغاز کرد از یک پدیدهی نوظهور سخن گفت؛ چیزی که به شیوهای دیگر چند سال بعد مورد توجه دکتر محمدتقی یاسمی نیز قرار گرفت. یاسمی هم سالها دور از ایران به سر برده بود. آن دو رواج پدیدار اختلال مرزی در ایران را به عنوان یک بیماری تازه که میتوانست نشان از یک تحول اجتماعی و سر آغاز دورهای جدید در ایران باشد مشاهده کرده بودند.
محیط در چند سخنرانی از پایان بیماریهای عفونی در دنیا و حتی گذر از پارادایم بیماریهای غیرواگیر حرف زد و از ویروس تازهی اطلاعات به عنوان عامل بیماریهای عصر نو سخن راند. ایدهای که هرچند بخشی از آن با پاندمی کووید ابطال گردیده اما با فراگیرتر شدن ارتباطات دیجیتال میتوان گفت به شدت بیش از آنچه در چشم اندازی که محیط تصویر میکرد میتواند آیندهی انسان و روابط انسانی را تهدید کند.
در این سال ها روانپزشک جهانی اما ایراندوست ما فرصت کرده تا بعد دیگر خود را که کمرنگ هم نبوده و نیست یعنی شاعری بیشتر بپرورد.
محیط اولین رییس انستیتو روانپزشکی تهران بعد از پیروزی انقلاب، عضو بازنشستهی هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عضو اسبق هیات مدیرهی انجمن علمی روانپزشکان ایران و کمیسیر اسبق سلامت روان WHO در منطقهی منا، شاعری نامآور هم هست. پس بعید نبود در یادکرد او شمس لنگرودی هم سخن براند. «سمت نور کجاست» و «جهان به گشت هزاره» نان دو مجموعهی اول است. تم مجموعه سوم که بیشتر آن در زمان ماموریت مصر سروده شد به گفتهی شاعر همانند آنها، موضوع و مفهوم سفر است. محیط باور دارد سفر در عین اینکه همیشه رو به پایان است، برای او همواره مفهومی نوشونده و ازلی و ابدی داشته و دارد. علاوه بر سه اثر فوق کتابی با ترجمه او شامل ۸۱۵ هایکو از «ریچارد رایت» نویسنده سیاهپوست آمریکایی و با عنوان «هایکو این جهان دیگر» از سوی انتشارات نگاه در بازار کتاب موجود است.