بررسی‌هایی در مورد خودکشی

چندخطای رایج در فهم خودکشی و مسئولیت اجتماعی ما

تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای...
۲ آذرماه ۱۴۰۴
منبع: انصاف‌نیوز

در سال‌های اخیر، هر بار که خبری درباره‌ی خودکشی منتشر می‌شود، دوباره دو خطای بزرگ در روایت‌سازی اجتماعی تکرار می‌شود: دراماتیزه‌کردن ماجرا و فروکاست مساله به یک علت واحد. این دو رویکرد، نه تنها نادرست‌اند، بلکه فهم عمومی را منحرف و رنج خانواده‌ها را چند برابر می‌کنند. نمونه‌های آشنایی از این خطاها وجود دارد؛ وقتی گفته می‌شود «فردی به خاطر فقر خودکشی کرد»، با اینکه فقر می‌تواند نقش داشته باشد، اما حقیقت خودکشی عموماً به یک عامل واحد تقلیل‌پذیر نیست.
واقعیت این است که خودکشی، برای اطرافیان فرد، واقعه‌ای ویران‌کننده است و روایت‌های ساده‌انگارانه یا رمانتیزه‌کردن آن، برای افراد آسیب‌پذیر بسیار خطرناک است.

زبان روایی و تحلیل‌هایی که نوعی «رهایی‌بخشی» به خودکشی نسبت می‌دهد، می‌تواند اثر سرایتی داشته باشد و جان افرادی را که ما نمی‌شناسیم، در معرض خطر قرار دهد.

مسئولیت اجتماعی: ورای وجدان معذب
در برخورد با مساله‌ی خودکشی نباید تصور کرد که شرایط تغییرناپذیر است. چنین نگاهی، افراد نیازمند کمک را خاموش می‌کند و فرصت‌های مداخله را از میان می‌برد. بر اساس تجربه‌ی اندوخته‌ی جهانی و حتی سنت‌های دینی، هر نوع خودکشی مسئولیتی برای جامعه ایجاد می‌کند؛ مهم نیست فرد مشهور باشد یا ناشناس. وظیفه‌ی ما روشن است: کاهش احتمال تکرار، جلوگیری از سرایت روانی و ایجاد فرصت برای شنیده‌شدن افراد درمانده.
این مسئولیت‌پذیری نباید به احساس گناه با دادن حس گناه به دیگران محدود بماند. بلکه به این معنا است که بدانیم چه کارهایی باید انجام دهیم و از چه رفتارهایی پرهیز کنیم.

نه قهرمان‌سازی و نه انکار
کسی نمی‌تواند مدعی شود که «تمام» خودکشی‌ها قابل پیشگیری هستند. اما تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای پیچیده است؛ داده‌های علمی هم تأیید کرده‌ که عوامل ساختاری و فشارهای اجتماعی سهم دارند، اما همزمان باید مراقب ساده‌سازی و داستان‌سازی‌های غیرواقعی بود.

بی‌حسی اجتماعی و فاصله‌سازی خطرزا
در مواجهه با رنج دیگران، جامعه گاهی دچار نوعی کرختی و بی‌حسی می‌شود. چیزها پیش چشم‌مان است اما نمی‌بینیم؛ نشانه‌ها واضح است اما واکنشی نشان نمی‌دهیم. فشار روانی و اضطراب می‌تواند ما را به بی‌عملی بکشاند و همین فاصله، موقعیت‌های بحران را وخیم می‌کند.
در حادثه‌ی اخیر رخ‌داده برای یکی از روزنامه‌نگاران- خودکشی منجر به مرگ بعد از اعلام در شبکه‌های اجتماعی- نمونه‌ای از احتمال این بی‌توجهی دیده شد: پیام دردناک در شبکه‌ی اجتماعی منتشر شد اما تنها تعداد محدودی از افراد اهمیت آن را دریافتند. در چنین لحظه‌هایی، تماس مستقیم، ارسال پیام، یا حتی یک جمله کوتاه می‌تواند اضطرار لحظه را کاهش دهد و برای فرد احساس «دیده‌شدن» ایجاد کند؛ احساسی که در بسیاری از موارد، در لحظه‌ی بحرانی تفاوت ایجاد می‌کند.

درباره‌ی گمانه‌زنی‌ها
هر داستانی، داستان او نیست
گمانه‌زنی درباره‌ی انگیزه‌ی خودکشی، اشتباهی رایج و گاه بی‌رحمانه است. بسیاری تمایل دارند آرزوها، امیدها یا اعتراضات شخصی خود را در عمل فرد دیگری فرافکن کنند. اما هیچ دو خودکشی شبیه هم نیست و هیچ‌کس حق ندارد رنج فردِ از دست‌رفته را در قالب کلیشه‌ها معنا کند. تنها شواهدی که خود فرد باقی گذاشته، یا اطلاعات محدود اطرافیان، می‌تواند نشانی از واقعیت بدهد؛ آن هم نه به‌طور کامل.
تحلیل‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی تولید می‌شوند، غالباً فاقد اعتبار علمی و اخلاقی‌اند و می‌توانند به تحریف واقعیت و آسیب بیشتر بیانجامند.

اگر دچار افکار خودکشی هستید تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳، صحبت با روان‌پزشک یا روان‌درمانگر و ادامه‌دادن جلسات درمانی، اقدامی ضروری و حیاتی است.

آخرین مطالب

۱۸ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌شناسی

کنجکاوی در چرایی توجه ایرانیان به آگدن 

این‌که تحلیل‌گر در عمل با «ابژه‌های درونی» کار نمی‌کند، بلکه با «سومِ تحلیلی» سروکار دارد—زمینه‌ای روانی که میان تحلیل‌گر و بیمار ساخته می‌شود و به هیچ‌کدام به‌تنهایی تعلق ندارد...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

ریشه‌یابی بحران خدمات سلامت روان‌ در ایران

دولت طی سه دهه عملاً بخش عمده بار سلامت روان را به دوش بخش خصوصی انداخته و از ساختن یک نظام منسجم، قابل نظارت و پاسخ‌گو شانه خالی کرده است. مشکل «گرانی تراپی» نیست؛ مشکل این است که دولت کاری را که باید انجام دهد انجام نمی‌دهد و تمام فشار...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌درمانی

نقد یا شبه‌نقد؟

بخش عمده‌ای از اختلالات روانی دقیقاً با همین ناتوانی در خودکاوی شناخته می‌شوند. انتظار اینکه فردِ افسرده، مضطرب، وسواسی، یا گرفتار تروما «به عنوان پیش‌درمانی، خودکاوی کند»، شبیه این است که از فردی با فشار خون بالا بخواهیم «اول فشارش را با مراقبه و...
۹ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی

ماتم، مالیخولیا و مساله‌ی غیاب در بستر یک روایت گسیخته

خسرو که بر اثر حادثه ای ساده مُرده، برخی از اتفاقات زندگی‌اش، مرور می‌شود. داستان با لیلی همسر خسرو شروع می‌شود، که بعد مرک شوهرش نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. امین شخصیت دیگری است، که مکمل خسرو و لیلی است، و روایت را پیش می‌برد.
۲ آذرماه ۱۴۰۴

بررسی‌هایی در مورد خودکشی

چندخطای رایج در فهم خودکشی و مسئولیت اجتماعی ما

تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای...