بررسی‌هایی در مورد خودکشی

قدم زدن در اتاق تاریک

استرس پیش و پس از مهاجرت اغلب با حس از دست دادن خانه، معیشت، موقعیت اجتماعی، خانواده، دوستان، جامعه، وطن، زبان آشنا، احساس آینده‌ی نامعلوم و تردید در مورد صحیح بودن تصمیم مهاجرت همراه است و در بسیاری از موارد می‌تواند تأثیر مستقیمی بر وضعیت...
۱ مرداد ۱۴۰۳
جنایت پادکستر مهاجر چه رازهایی دارد؟


آیا گوش‌ دادن به داستان‌های جنایی واقعی می‌تواند در ترغیب افراد به جنایت نقشی داشته باشد؟
جنایت‌هایی چنین را ابتدا به ساکن باید به‌عنوان مطالعۀ موردی (Case study) در نظر گرفت. از سویی نمونه‌هایی این‌چنین که در تاریخ مورد بررسی قرار گرفته‌اند باعث شده که بینش‌های زیادی در مورد اینکه ذهن یک انسان چگونه کار می‌کند به دست آوریم، یعنی بررسی تاریخچه‌ی زندگی کسانی که قتل‌های سریالی انجام دادند همواره مدنظر بوده اما اگر نسبت به گذشته و پیشینه‌ی قاتل اطلاعی نداشته باشیم خیلی نمی‌توانیم قضاوتی دقیق و سازنده داشته باشیم. پس این قضاوت که کسی که این پادکست را روایت می‌کند، تحت‌تأثیر آن روایات دست به قتل زده است گزاره‌ی خامی است. چراکه این فرد آن‌قدر آگاهی دارد که حتی در پادکست اشاره می‌کند کودکان، نوجوانان و کسانی که بیماری قلبی دارند بهتر است این داستان‌ها را که پر از لحظات عریان خشونت و خشونت‌های جنسی است، دنبال نکنند. یعنی این فرد آن‌قدر آگاهی داشته و خوب و بد را تشخیص می‌داده است. پس درباره این‌که دقیقاً این شخص تحت‌تأثیر روایت جنایت دست به این جنایت زده، تردید کامل دارم.
به‌نظرم آسیب‌شناسی روانی این شخص باید خیلی جدی‌تر از در نظر آوردن داستان‌هایی باشد که فرضاً با شنیدن یا دیدن‌شان از آن‌ها تقلید کرده است. از سویی همین تک‌کشتار- با توجه به شیوه‌ی آن- ما را متقاعد می‌کند که با شخصی روبه‌رو هستیم که به‌نظر، پاتولوژی جدی روانی دارد. پاتولوژی باید ورای نگاه پدیدارشناختی با نگاهی روانکاوانه و فلسفی نیز وارسی شود تا شاید در این مورد و چنین مواردی بتوانیم چیزهایی را پیدا کنیم.»

آیا می‌توان از منظری دیگر به این موضوع نگریست؟ می‌توان گفت که مهاجرت می‌تواند روی خودکشی این پادکستر ایرانی تأثیر داشته باشد؟
واقعیت این است که برخی از مطالعات، خودکشی، و حتی آغاز یا عود روان‌پریشی را با مهاجرت را به‌خاطر دشواری انطباق فرهنگی و استرس آن که توسط مهاجران تجربه می‌شود با هم مرتبط می‌دانند. مهاجرت به‌خودی‌خود استرس‌زاست و همۀ مهاجران حتی این استرس اعظم را از قبل از مهاجرت تجربه می‌کنند، یا به عبارتی باید تجربه، لمس و درک کنند. استرس پیش و پس از مهاجرت اغلب با حس از دست دادن خانه، معیشت، موقعیت اجتماعی، خانواده، دوستان، جامعه، وطن، زبان آشنا، احساس آینده‌ی نامعلوم و تردید در مورد صحیح بودن تصمیم مهاجرت همراه است و در بسیاری از موارد می‌تواند تأثیر مستقیمی بر وضعیت سلامت روانی و جسمی پس از ورود به کشور جدید داشته باشد.

در نهایت چه جایی باید به مهاجرت در این معما داد؟
عامل مهاجرت را نباید در این حادثه تک‌عاملی نگاه کنیم. چنین پدیداری را حتماً باید در نظر بگیریم که دلیل این حادثه چندعاملی است و این‌که تصور کنیم مهاجرت عاملی می‌شود برای قتل یا خودکشی، فرضیه‌ای غلط است یا دست‌کم فرضیه‌ای ناکامل است. البته مهاجرت چنان استرسی می‌تواند ایجاد کند که اگر کسی ژن اسکیزوفرنیا داشته باشد، می‌تواند این بیماری در او بروز کند. با وجود ‌این این عامل را تنها عامل نمی‌دانم. در این حادثه هم تعارض زناشویی، هم مهاجرت و هم ژنتیک را باید در نظر گرفت و برای این حادثه غیر عوامل مختلف باید اطلاعاتی از تاریخچه‌ای خانوادگی هم داشته باشیم. البته باید توجه داشت که این زوج به هر حال پدر، مادر و اقوامی دارند که باید خیلی مراقب آن‌ها هم بود. در چنین شرایطی، کنجکاوی زیادی در افکار عمومی ایجاد می‌شود، به‌هر روی یک نخبه‌‌ی ایرانی در خارج از کشور زنش را کشته و بعد خودش را.
پیچیدگی روان‌شناختی این نشانه زیاد است و ما در لایه‌های ناخودآگاه جامعه بی‌تردید کنش‌ها و تنش‌هایی خواهیم داشت، که خود را در شکل کنجکاوی و شایعه‌سازی نمایان می‌کند. جامعه در چنین مواردی حتما به دانایی نیاز دارد، و باید با تحلیل‌های روشن و علمی بدان پرداخت‌ درنهایت واقعیت این است که بدون اطلاعات ما صرفا داریم در یک اتاق تاریک قدم می‌زنیم.

آخرین مطالب

۳۰ خردادماه ۱۴۰۵

روان‌پزشکی اجتماعی

جستجوی آبادی در ویرانه

در ایران‌اما قطبی‌شدن فقط میان موافق و مخالف حکومت نیست. شکاف‌ها چندلایه‌اند، شامل داخل و خارج کشور، مخالفان جنگ و موافقان مداخله خارجی، جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان، ملی‌گرایان و جهان‌وطنان، کسانی که میان دولت و کشور تمایز می‌گذارند و کسانی که نمادهای رسمی را...
۲۸ آبان‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

شوک جمعی، ترس از آینده را تثبیت کرد

جامعهٔ ایران حتی پیش از این رخدادها نیز به‌سبب بحران‌های ساختاریِ اقتصادی و اجتماعیِ پی‌درپی، در توانِ تاب‌آوری روانی دچار فرسودگی بود. با صحنه‌های قتل و گستردگی مجروحیت‌ها و از دست رفتنِ ارتباط با نزدیکان، احساس عمومیِ «قابل‌پیش‌بینی‌بودن»...
۲۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»

در سنت ایرانی، «چهلم» قرار است نقطهٔ جمع‌بندی باشد؛جمع شدنِ خانواده و دوستان، شنیده شدنِ دوباره‌ی قصهٔ فقدان، احترام به رنج، و کمک به اینکه بازمانده از شوکِ اولیه کمی به زمین برگردد، در یک کلام یعنی یک آیینِ اجتماعی...
۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

سطحی و غیرجدی

در سوگ جمعی، اگر شفافیت درباره علل و مسئولیت‌ها وجود نداشته باشد، سوگواری به بن‌بست می‌رسد: جامعه نمی‌داند دقیقاً «چه چیزی» را از دست داده و «چه کسی» یا «چه سازوکاری» مسول است. اگر تنها گفته شود «دشمن آمد و...
۱۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

پیام همدردی و تسلیت

در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق ساده‌سازی یا روایت‌سازی، به‌ویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهین‌آمیز رسانه‌ای نمی‌توان پاسخ‌گوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نه‌تنها نمی‌تواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه...