جوزف الخوری. روانپزشک، دانشگاه آمریکایی بیروت
روانپزشک لبنانی خبره در تروما معتقد است، با افزایش عدم قطعیت جهانی، دیگر این الگو که روانپزشک منتظر پایان جنگ باشد تا وارد عمل شود، کاربردی نیست.
وقتی از من پرسیده میشود که چرا به سلامت روان در شرایط بحران علاقهمندی، پاسخم ساده است: این علاقه، انتخابم نبوده است. به عنوان فردی که در لبنان به دنیا آمده و بزرگ شده، جنگ، پناهندگی و تروما بخشی از زندگی روزمره من بودهاند، حتی پیش از آنکه اولین کتاب راهنمای روانپزشکی را در دست بگیرم. اما اکنون در سال ۲۰۲۴، تصاویری را میبینیم که از لحاظ احساسی آنقدر آشنا هستند که باور کردنشان دشوار است.
همه متخصصان سلامت روان که در مناطق جنگی یا حتی در کشورهای ناپایدار ژئوپولیتیکی فعالیت میکنند، عملاً در این حوزه درگیر هستند. برخی تصمیم میگیرند که خود را به اقدامات بشردوستانه سرگرم کنند، در حالی که گروه دیگری نیز آثار تجربیات اولیه خود را با خود به هر جایی که میروند، حمل میکنند. با این حال، تجربه و دانش آنها اغلب از زاویه همدردی همکارانه درک میشود و در بهترین حالت دستمایهی مقالات حمایتآمیز میشود. در حالی که شناخت این موضوع که روانپزشکی و روانشناسی به میزان زیادی تحت تأثیر تروماهای مرتبط با بحران، ناملایمات اجتماعی-اقتصادی و زمینههای ژئوپولیتیکی قرار میگیرد مهم است، اما کافی نیست. زمان آن فرا رسیده که شواهد دنیای واقعی را درباره اینکه چگونه باید در این شرایط بهترین عملکرد را داشته باشیم، بررسی کنیم. چگونگی درمان و تجویز داروها باید تطبیق داده شود. با افزایش عدم قطعیت جهانی، دیگر این الگو که روانپزشک منتظر پایان جنگ باشد تا وارد عمل شود، کاربردی نیست.