روان‌پزشکی اجتماعی

روان‌درمانی؛ هم‌سرنوشت گوشت و ماکارونی

روان‌درمانی بر کارآمدی نیروی انسانی استوار است، اما در بخش دولتی به چند دلیل این مسئله محقق نشده؛ ازجمله اینکه نگاه توسعه‌ای به روان‌درمانی وجود نداشته، تعرفه‌ها بسیار پایین بوده، دولت این خدمت را جدی نگرفته و روان‌درمانی جزو خدمات لوکس در نظر گرفته شده است، به‌همین دلیل شاهد رشد و توسعه روان‌درمانی در بخش غیردولتی هستیم
۱ خرداد ۱۴۰۲
ویراستۀ گفت‌وگو با روزنامۀ هم‌میهن

خدمات روان‌درمانی در ایران در قیاس با دنیا گران‌قیمت نیست و حتی در مقایسه با خدمات پزشکی هم هزینه‌های بالایی ندارد.‌ تعرفه‌ی اکوکاردیوگرافی یا تست ورزش یا برخی اعمال جراحی ساده را با یک ساعت جلسه روان‌درمانی مقایسه کنید، آن‌گاه در می‌یابید نرخ‌هایی که حتی در رسانه‌ها به‌عنوان هزینه‌های گران و بالای روان‌درمانی مطرح می‌شود چندان زیاد هم نیست. مشکل اصلی اینجاست که درباره این خدمات پوشش بیمه‌ای وجود ندارد و نرخ‌های دولتی هم بسیار دور از واقعیت هستند. از سویی اقتصاد روان‌درمانی و روان‌درمانگر در این مسئله دیده نمی‌شود. مثلا اگر درمانگری ۵ روز در هفته، روزانه ۶ تا ۷ بیمار داشته باشد، شاید مجموع درآمد ماهانه او باتوجه به تعرفه‌های اعلام‌شده عملا به ۱۵ میلیون تومان هم نرسد. هزینه‌های دفتر، نیروی انسانی، آب، برق، تلفن و مالیات هم در این بررسی رسانه‌ای درآمدی به‌هیچ‌عنوان ذر نظر گرفته نمی‌شود.

از سویی استفاده از برخی خدمات روان‌درمانی تابع وضعیت اقتصادی جامعه است و زمانی که جامعه برخوردارتر باشد، خدمات مشاوره و روان‌درمانی هم در سبد خانواده گنجانده می‌شود. اما اکنون که پروتئین به‌عنوان یک ماده غذایی مهم برای رشد و سلامت گروه‌های سنی مختلف در جامعه در حال حذف از سبد خانوار است یا حتی این چرخه حذف به کربوهیدرات‌ها مثل ماکارونی هم رسیده، دیگر نمی‌توان انتظار داشت که روان‌درمانی در سبد خانواده‌ها باقی بماند. این این مسئله بدون‌شک زیان‌آور است، چرا که همانطور که اکنون جایگزین شدن غذاهای آماده و قندی به‌جای غذاهای پروتئینی (اتفاقی که با بحران‌های اقتصادی رخ می‌دهد) زیان جدی دارد، از دست رفتن امکان درمان مشکلات روان‌پزشکی شامل دارودرمانی یا روان‌درمانی می‌تواند تولید نابسامانی‌های مختلف ازجمله مشکلات خانوادگی، شغلی و حتی در سطوح دیگر منجر به بزه‌های اجتماعی شود. به عبارتی این‌گونه نیست که به سادگی از حذف روان‌درمانی یا دارودرمانی در این حوزه بتوان عبور کرد.


اما آیا مشکلات اقتصادی، نبود پوشش بیمه‌ای و افزایش هزینه‌های روان‌درمانی، روند مراجعه مردم به مراکز مشاوره را کم کرده یا خیر؟ از روند کاهشی مراجعات نمی‌توان عدد و رقمی اعلام کرد. اما تعداد زیادی از روان‌درمانگران اعلام می‌کنند، به‌دلیل افزایش نرخ به‌دنبال افزایش خیره‌کننده تورم، گروهی از مراجعان امکان تداوم درمان را از دست داده‌اند و این گزارش‌ها بسیار زیاد است. و باید گفت علاوه بر آسیبی که بیماران از توقف این روند درمانی می‌بینند، فعالان این حوزه هم به‌شدت در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. به عبارتی اگر کلان‌تر به این موضوع نگاه شود، از حدود ۱/۵ سال گذشته روند تعطیلی برخی مراکز پاراکلینیک، آزمایشگاه‌ها، داروخانه‌ یا محدود شدن فعالیت آنها شروع شده است. حتی تعطیلی بیمارستان‌های بزرگ خصوصی هم مطرح است. قشر روان‌درمانگر جزو حلقه‌های بسیار ضعیف اقتصاد سلامت هستند و بی‌تردید تداوم این وضعیت، فکر تغییر در وضعیت شغلی‌ را در این افراد تقویت می‌کند. محدود و کوچک شدن فعالیت روان‌درمانگران به‌ویژه در بخش خصوصی بسیار آسیب‌زا است. از سویی مشکل اینجاست که در بخش دولتی نیروی کافی و کارآمد وجود ندارد. روان‌درمانی بر کارآمدی نیروی انسانی استوار است، اما در بخش دولتی به چند دلیل این مسئله محقق نشده؛ ازجمله اینکه نگاه توسعه‌ای به روان‌درمانی وجود نداشته، تعرفه‌ها بسیار پایین بوده، دولت این خدمت را جدی نگرفته و روان‌درمانی جزو خدمات لوکس در نظر گرفته شده است، به‌همین دلیل شاهد رشد و توسعه روان‌درمانی در بخش غیردولتی هستیم.‌ در بخش دولتی هزینه یک‌ساعت مشاوره با تعرفه‌ی بیمه‌ای عدد ناچیزی به عنوان سهم بیمار است، اما فضایی که برای این هدف در نظر گرفته می‌شود، عمدتا فضای مناسب روان‌درمانی نیست. علاوه بر محدودیت فضا، لیست انتظار مراجعان هم گاهی به ۶ ماه می‌رسد که قطعا زمان زیادی است. این مسئله قطعا باعث می‌شود گروه‌های کم‌برخوردار جامعه که گاهی در مقایسه با طبقه برخوردار نیاز بیشتری به خدمات روان‌درمانی دارند، محروم بمانند و شاهد بی‌عدالتی در این حوزه برای آنها باشیم.

من راهکار کاهش آسیب حذف مشاوره‌های روان‌درمانی از سبد خانوارها را روش‌های خلاقانه می‌دانم به نحوی که افراد بتوانند ازطریق بسته‌های کوچک آموزشی بخشی از نیازشان را با دید حداقلی برآورده کنند، اما همین هم به‌دلایل مختلف تامین نمی‌شود، چرا که در ایران مدیریت جزیره‌ای (جزیره‌های ناپیوسته) است و تعدد مراکزی هم که همدیگر را خنثی کنند، باعث شده بودجه‌ها هدر بروند. اکنون سراغ هر نهادی که برویم، فهرست پروژه‌های بزرگ و بسته‌های آموزشی را روی میز می‌گذارند اما عملا هیج‌کدام نه ادامه‌ دارند، نه اثربخشی. همچنین به دست مخاطب نمی‌رسند، پایش نمی‌شوند و اثر مداوم هم ندارند. نیاز است که دولت دراین‌باره حداقل در زمینه خدمات روان‌درمانی که به‌دلایل مختلف روزبه‌روز نیاز آن بیشتر می‌شود، کار متمرکز و کوتاه‌مدت و ارزان انجام دهد.

اما درباره گلایه‌هایی که وجود دارد مبنی بر اینکه مردم هزینه‌های کلان برای امور غیرضروری مثل زیبایی پرداخت می‌کنند اما سلامت روان را در اولویت قرار نمی‌دهند باید بگویم در حال‌حاضر با جامعه‌ای مواجه هستیم که اولویت‌های آنها، چیزی نیست که برای آینده‌شان مفید باشد. وقتی در کلان جامعه منابع کشور به گونه‌ای مطرح می‌شود که گویی فردایی وجود ندارد، شهروندان هم ترجیح می‌دهند به اکنون خود توجه کنند تا آینده‌ای که شاید در آینده وجود نداشته باشد. به‌همین‌دلیل هزینه‌های غیرضروری زود بازده را به هزینه‌های جسم و روان‌شان ارجح می‌دانند.

آخرین مطالب

۱۸ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌شناسی

کنجکاوی در چرایی توجه ایرانیان به آگدن 

این‌که تحلیل‌گر در عمل با «ابژه‌های درونی» کار نمی‌کند، بلکه با «سومِ تحلیلی» سروکار دارد—زمینه‌ای روانی که میان تحلیل‌گر و بیمار ساخته می‌شود و به هیچ‌کدام به‌تنهایی تعلق ندارد...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

ریشه‌یابی بحران خدمات سلامت روان‌ در ایران

دولت طی سه دهه عملاً بخش عمده بار سلامت روان را به دوش بخش خصوصی انداخته و از ساختن یک نظام منسجم، قابل نظارت و پاسخ‌گو شانه خالی کرده است. مشکل «گرانی تراپی» نیست؛ مشکل این است که دولت کاری را که باید انجام دهد انجام نمی‌دهد و تمام فشار...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌درمانی

نقد یا شبه‌نقد؟

بخش عمده‌ای از اختلالات روانی دقیقاً با همین ناتوانی در خودکاوی شناخته می‌شوند. انتظار اینکه فردِ افسرده، مضطرب، وسواسی، یا گرفتار تروما «به عنوان پیش‌درمانی، خودکاوی کند»، شبیه این است که از فردی با فشار خون بالا بخواهیم «اول فشارش را با مراقبه و...
۹ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی

ماتم، مالیخولیا و مساله‌ی غیاب در بستر یک روایت گسیخته

خسرو که بر اثر حادثه ای ساده مُرده، برخی از اتفاقات زندگی‌اش، مرور می‌شود. داستان با لیلی همسر خسرو شروع می‌شود، که بعد مرک شوهرش نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. امین شخصیت دیگری است، که مکمل خسرو و لیلی است، و روایت را پیش می‌برد.
۲ آذرماه ۱۴۰۴

بررسی‌هایی در مورد خودکشی

چندخطای رایج در فهم خودکشی و مسئولیت اجتماعی ما

تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای...