بررسی‌هایی در مورد خودکشی

جرقه‌ای بر انبار باروتِ افراد آسیب‌پذیر نباشیم

عباراتی مانند «مرگ خودخواسته» یا «پایان داوطلبانه» به‌ظاهر نرم‌ترند، اما بار ارزشی و عاملیت اغواگرانه‌ای دارند که می‌تواند خطرناک‌تر باشد. همچنین نباید علت را به‌سادگی به یک عامل تقلیل داد: ...
۲۱ آبان‌ماه ۱۴۰۴
منبع: خبرآنلاین

مرگ ناباورانه‌ی فواد شمس، روزنامه‌نگار، بار دیگر ما را روبه‌روی پرسشی قدیمی اما حیاتی قرار می‌دهد: رسانه‌ها در روایت خود از مرگ‌های ناشی از خودکشی چه مسئولیتی دارند؟ انتشار این‌گونه اخبار، اگر بی‌توجه به اصول حرفه‌ای و اخلاقی انجام شود، می‌تواند همانند جرقه‌ای بر انبار باروت در ذهن و روان افرادی عمل کند که در مرز آسیب روانی قرار دارند.

پروتکل‌های جهانی درباره‌ی نحوه‌ی پوشش رسانه‌ای خودکشی، نه برای سانسور، بلکه برای جلوگیری از سرایت رفتاری تدوین شده‌اند. تأکید این دستورالعمل‌ها بر یک اصل است: از قهرمان‌سازی و ساده‌سازی پرهیز کنیم. خودکشی نه عملی قهرمانانه است و نه پدیده‌ای تک‌عاملی. هر روایت رسانه‌ای که بر رنج، استیصال یا «شجاعت» فرد در انتخاب مرگ تأکید کند، ناخواسته در ذهن گروهی از مخاطبانِ آسیب‌پذیر، ایده‌ی مشابهی را مشروعیت می‌بخشد.

به همین دلیل توصیه می‌شود خبر خودکشی نه تیتر اول رسانه‌ها باشد، نه در بازنشرها برجسته شود. استفاده از واژه‌ی «خودکشی» در تیتر نیز باید با احتیاط همراه باشد. عباراتی مانند «مرگ خودخواسته» یا «پایان داوطلبانه» به‌ظاهر نرم‌ترند، اما بار ارزشی و عاملیت اغواگرانه‌ای دارند که می‌تواند خطرناک‌تر باشد. همچنین نباید علت را به‌سادگی به یک عامل تقلیل داد: «به‌دلیل فقر»، «به‌دلیل شکست عاطفی» و… این نوع ساده‌سازی‌ها، تصویری غیرواقعی از پیچیدگی روانی و اجتماعی خودکشی می‌سازد.

گفتن یا نگفتن از علت مرگ؟
در دنیای شبکه‌های اجتماعی، مرز میان سکوت و انتشار، شکننده‌تر از همیشه است. هر خبر به سرعت بازنشر می‌شود و روایت‌های مختلف شکل می‌گیرند. اما نباید فراموش کنیم که هر انسانی دایره‌ای از خانواده و دوستان دارد که ممکن است با خواندن این خبر، درگیر سوگی چندلایه و آزارنده شوند.

اگر نزدیکان فرد تمایلی به اعلام علت مرگ ندارند، از نظر اخلاقی باید به خواست آنان احترام گذاشت. گمانه‌زنی، تفسیرهای روان‌شناسانه‌ی سطحی، یا استفاده از مرگ فرد برای بیان موضع سیاسی یا اجتماعی، نه تنها به درک مسئله کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند خود به بازتولید رنج و احساس گناه در دیگران منجر شود.

افکار خودکشی همیشه به معنای قصد اقدام نیست
در افکار عمومی، «فکر خودکشی» اغلب معادل «در آستانه‌ی اقدام بودن» تلقی می‌شود، در حالی‌که از منظر بالینی چنین نیست. بسیاری از افراد ممکن است در مقاطع دشوار زندگی، افکار گذرایی از مرگ در ذهن داشته باشند، بی‌آن‌که قصد واقعی برای انجام آن داشته باشند.

در واقع، گاه فکر کردن به خودکشی تلاشی ناخودآگاه برای بازیافتن احساس کنترل است. در شرایطی که انسان احساس می‌کند بر محیط، آینده یا سرنوشت خود تسلطی ندارد، تصور این‌که می‌تواند «زمان و شیوه‌ی پایان» را خود تعیین کند، نوعی تسکین کاذب فراهم می‌آورد. این احساس کنترل خیالی، به‌ویژه در بستر بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، ریشه‌دارتر می‌شود.

وظیفه‌ی ما ــ چه به عنوان شهروند، چه به عنوان رسانه و چه به عنوان درمانگر ــ این است که به جای قضاوت، به صدای پشت این افکار گوش دهیم. افکار خودکشی اگر جدی گرفته شوند، می‌توانند به نقطه‌ی آغاز گفت‌وگو، کمک‌خواهی و بازسازی امید تبدیل شوند، نه به مقدمه‌ی مرگ.

مرگ هیچ‌کس نباید به جرقه‌ای برای مرگ دیگری بدل شود.

فردی که می‌شناسید به خودکشی فکر می‌کنید یا احساس می‌کنید در خطر هستید، لطفاً با شماره‌های زیر تماس بگیرید:

  •  ۱۲۳ (اورژانس اجتماعی)

  •  ۱۴۸۰ (صدای مشاور)

  •  ۱۱۵ (اورژانس )

همچنین سامانه‌ی نوشتاری «طعم گیلاس» امکان گفت‌وگوی ۲۴ ساعته با مشاوران بحران را به صورت آنلاین فراهم کرده است.

آخرین مطالب

۳۰ خردادماه ۱۴۰۵

روان‌پزشکی اجتماعی

جستجوی آبادی در ویرانه

در ایران‌اما قطبی‌شدن فقط میان موافق و مخالف حکومت نیست. شکاف‌ها چندلایه‌اند، شامل داخل و خارج کشور، مخالفان جنگ و موافقان مداخله خارجی، جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان، ملی‌گرایان و جهان‌وطنان، کسانی که میان دولت و کشور تمایز می‌گذارند و کسانی که نمادهای رسمی را...
۲۸ آبان‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

شوک جمعی، ترس از آینده را تثبیت کرد

جامعهٔ ایران حتی پیش از این رخدادها نیز به‌سبب بحران‌های ساختاریِ اقتصادی و اجتماعیِ پی‌درپی، در توانِ تاب‌آوری روانی دچار فرسودگی بود. با صحنه‌های قتل و گستردگی مجروحیت‌ها و از دست رفتنِ ارتباط با نزدیکان، احساس عمومیِ «قابل‌پیش‌بینی‌بودن»...
۲۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»

در سنت ایرانی، «چهلم» قرار است نقطهٔ جمع‌بندی باشد؛جمع شدنِ خانواده و دوستان، شنیده شدنِ دوباره‌ی قصهٔ فقدان، احترام به رنج، و کمک به اینکه بازمانده از شوکِ اولیه کمی به زمین برگردد، در یک کلام یعنی یک آیینِ اجتماعی...
۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

سطحی و غیرجدی

در سوگ جمعی، اگر شفافیت درباره علل و مسئولیت‌ها وجود نداشته باشد، سوگواری به بن‌بست می‌رسد: جامعه نمی‌داند دقیقاً «چه چیزی» را از دست داده و «چه کسی» یا «چه سازوکاری» مسول است. اگر تنها گفته شود «دشمن آمد و...
۱۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

پیام همدردی و تسلیت

در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق ساده‌سازی یا روایت‌سازی، به‌ویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهین‌آمیز رسانه‌ای نمی‌توان پاسخ‌گوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نه‌تنها نمی‌تواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه...