روان‌پزشکی اجتماعی

جامعه بر لب تیغ

زندگی روزمره در کشور دچار اختلالاتی شده است. حتی اگر مطابق با آنچه در آمارهای رسمی مکرر تاکید می‌شود تصور ما بر این باشد که حجم اعتراضات و تعداد افرادی که در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند هنوز زیاد نشده است، اما...
جامعه با‌‌ بیم و امید آینده را می‌نگرد.

جامعه در حال تجربه‌ی «اضطراب عمومی» است. اما این اضطراب از کجا می‌آید؟ چند فرضیه را بر آن می‌توان برشمرد:

 ۱. زندگی روزمره در کشور دچار اختلالاتی شده است. حتی اگر مطابق با آنچه در آمارهای رسمی مکرر تاکید می‌شود تصور ما بر این باشد که حجم اعتراضات و تعداد افرادی که در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند هنوز زیاد نشده است، اما نمی‌توان این امر را نادیده گرفت که طبق اعلام فعالان حوزه‌ی اقتصادی و فناوری اطلاعات ما در حال  تجربه دورانی هستیم که تاثیر منفی بر اقتصاد، و کسب و کارهای بزرگ و کوچک دارد. فقط یک قلم کاهش ۹۷ درصدی تراکنش بانکی کسب و کارهای اینستاگرامی نشان می‌دهد چه اتفاقی دارد رقم می‌خورد. از این رو می‌توان گفت حجم اعتراضات هرچه باشد، شاهد زندگی تعلیق شده هستیم. به عبارتی اعتراض‌ها هر چند کوچک‌نمایی شوند آثار بزرگ‌مقیاسی دارند که بیش از‌ این هم خود را نمایان خواهد کرد

از سویی نزد مردم هم پرسش “این شرایط به کجا خواهد انجامید و سرنوشت آن چیست؟” مکررا تکرار می‌شود. معمولا وقتی با این پرسش در زندگی شخصی و اجتماعی روبرو می‌شویم طبعا برنامه‌ریزی و آینده‌نگری و هر نوع کنش رو به جلو افراد معلق می‌شود. همه‌ی این موارد هم طبیعتا بر سلامت روان و جسم افراد جامعه اثر می‌گذارد. این نکته‌ای است که سیستم هیچ زمانی نتوانسته آن‌را درک کند و با نگه داشتن کشور در وضعیت همیشه فوق‌العاده عملا ضد آینده عمل نموده است.

۲. بر اساس آنچه افراد گزارش می‌دهند و نه طبق داده‌های علمی، در مدت نا آرامی‌های اخیر میزان پیگیری اخبارِ همراه با داده‌های منفی و صحنه‌های خشونت‌آمیز افزایش داشته است و علیرغم فیلترینگ با حجم زیادی از اخبار و اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی و نیز افزایش تماشای اخبار و اطلاعات در برخی شبکه‌های مجازی روبرو هستیم. افزایش پیگیری اخبارِ همراه با داده‌های منفی و صحنه‌های خشونت آمیز می‌تواند نگرانی افراد جامعه را بیشتر کرده و این نگرانی افزایش یافته نیز منجر به ایجاد اضطراب و مشکلات پیرامون آن می‌شود. این وضعیت هم تازگی ندارد. جامعه‌ی نگران از آینده باید برای فرونشاندن آتش درون خود کاری کند.

۳.  نحوه‌ی پاسخ به یک اعتراض اجتماعی می‌تواند منجر به بهبود سطح سلامت روان مردم و یا ایجاد ایرادات و مشکلاتی در سلامت روان عمومی جامعه شود. از سوی دیگر، شاهد این امر هستیم که حادثه‌ای در کشور رخ می‌دهد و آن حادثه محرکی برای رو آمدن اعتراضات و شکایت‌های کهنه‌تر و مزمن‌تری می‌شود. شاهد این هستیم که در خیابان‌ها و فضاهای مجازی افراد شروع به اعتراض و شکایت کردن از موضوعاتی می‌کنند که به نوعی کهنه‌اند و گرچه در گذشته پیرامون آن موضوعات به صورت پراکنده حرف زده شده اما اکنون به شکل متراکم‌ بروز کرده است. متاسفانه پاسخ رسمی به این اعتراض فقط و فقط تلاش برای خاموش کردن صدا است.  فرجام خوبی در انتظار جامعه‌ای که “صدایش شنیده نشود” و یا “امکان خوب شنیده شدن صدا از آن جامعه گرفته شود” نخواهد بود. تراکم این عواطف خشمی را برمی‌انگیزد که به واسطه‌ی میل به ابراز در عین اکراه، در جامعه اضطراب تولید می‌کند.

اما چه باید کرد؟

جامعه باید بتواند به صورت مدنی اعتراض کند. این اعتراض نیز باید به این شکل باشد که خیابان برای اعتراضِ آرام در اختیار مردم باشد. حاکمیت مطلق یک سلیقه‌‌ی مشخص ایدیولوژیک بر خیابان و بهره‌مندی انحصاری آن از مواهب حکومتی باید خاتمه یابد. قطعا من طرفدار خشونت نیستم و هر نوع خشونت عریانی را برای حال ایران و ایرانیان مضر می‌دانم اما وقتی راه‌های هر نوع اعتراض مسالمت‌آمیز را از افرادی که متفاوت از روایت و قرائت رسمی سیستم فکر می‌کنند، می‌گیریم، نمی‌توان انتظار داشت خشونت و تندی بروز نکند.

وقتی به افراد جامعه نه تنها اجازه و حق اعتراض داده نمی‌شود بلکه در استفاده از این حق اعتراض بین افراد مختلف تبعیض نیز گذاشته می‌شود، نهایتا شرایط به سمت نا آرامی‌ها و اختلال‌های جدی‌تر پیش می‌رود. حکمرانان باید بدانند اگر بخواهند شرایط کشور آرام شود، باید زمینه‌ای را فراهم کنند تا کسانی که در کشور اعتراض دارند احساس نمایند صدایشان شنیده می‌شود. این امر با وعده امکان‌پذیر نیست و باید برای آن اقدام عملی انجام شود.

بازنویسی شده‌ی گفتگو با خبرگزاری ایسنا

آخرین مطالب

۱۸ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌شناسی

کنجکاوی در چرایی توجه ایرانیان به آگدن 

این‌که تحلیل‌گر در عمل با «ابژه‌های درونی» کار نمی‌کند، بلکه با «سومِ تحلیلی» سروکار دارد—زمینه‌ای روانی که میان تحلیل‌گر و بیمار ساخته می‌شود و به هیچ‌کدام به‌تنهایی تعلق ندارد...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

ریشه‌یابی بحران خدمات سلامت روان‌ در ایران

دولت طی سه دهه عملاً بخش عمده بار سلامت روان را به دوش بخش خصوصی انداخته و از ساختن یک نظام منسجم، قابل نظارت و پاسخ‌گو شانه خالی کرده است. مشکل «گرانی تراپی» نیست؛ مشکل این است که دولت کاری را که باید انجام دهد انجام نمی‌دهد و تمام فشار...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌درمانی

نقد یا شبه‌نقد؟

بخش عمده‌ای از اختلالات روانی دقیقاً با همین ناتوانی در خودکاوی شناخته می‌شوند. انتظار اینکه فردِ افسرده، مضطرب، وسواسی، یا گرفتار تروما «به عنوان پیش‌درمانی، خودکاوی کند»، شبیه این است که از فردی با فشار خون بالا بخواهیم «اول فشارش را با مراقبه و...
۹ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی

ماتم، مالیخولیا و مساله‌ی غیاب در بستر یک روایت گسیخته

خسرو که بر اثر حادثه ای ساده مُرده، برخی از اتفاقات زندگی‌اش، مرور می‌شود. داستان با لیلی همسر خسرو شروع می‌شود، که بعد مرک شوهرش نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. امین شخصیت دیگری است، که مکمل خسرو و لیلی است، و روایت را پیش می‌برد.
۲ آذرماه ۱۴۰۴

بررسی‌هایی در مورد خودکشی

چندخطای رایج در فهم خودکشی و مسئولیت اجتماعی ما

تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای...