روان‌پزشکی اجتماعی

تلاقی خاستگاه و کاربست روان‌درمانی در زمینه‌ی فرهنگی-سیاسی شرقی: مطالعه موردی ایران

در حالی که ساختار اجتماعی ایران همچنان بر انسجام خانوادگی و ارزش‌های دینی تأکید دارد، نسل‌های جوان‌تر—به‌ویژه دانشجویان و زنان—در جست‌وجوی خودمختاری روانی و فضاهای درمانی برای تمایز یافتن هستند...
۱۶ مهرماه ۱۴۰۴
ارایه شده در کنگره‌ی جهانی روان‌پزشکی WCP 2025، پراگ

در این بررسی کوتاه، قصد دارم به پیچیدگی‌های کاربست مدل‌های روان‌درمانیِ منشأ گرفته از غرب در بافت‌ها و ساختارهای غیرغربی بپردازم—با تمرکز خاص بر مورد ایران.

روان‌درمانی، آن‌گونه که جهانی شده، معمولاً بر ارزش‌هایی چون خودمختاری فردی، بیان هیجانی، و ارتباط کم‌بافت (صریح و مستقیم) بنا شده است، ارزش‌هایی که در بستر فرهنگی اروپایی-آمریکایی شکل گرفته‌اند. اما وقتی این مدل‌ها در جوامع جمع‌گرا و پربافتی مانند ایران به کار گرفته می‌شوند، تنش‌های عمیق فرهنگی پدید می‌آید.

در فرهنگ‌های پربافت (High context culture) مثل ایران، معنا به‌طور عمده از طریق نشانه‌های ضمنی، ارتباطات غیرکلامی، و زمینه‌ی مشترک اجتماعی منتقل می‌شود. برای مثال، وقتی کسی می‌گوید: «دیگه خودت می‌دونی!»، ممکن است در واقع منظورش «نکن این کار رو!» باشد—بی‌آنکه صریح بگوید. این ظرافت صرفاً یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی نگاه متفاوتی به ماهیت خویشتن رنج، و درمان است. ماجرا تنها به ترجمه سطحی یا حساسیت فرهنگی ختم نمی‌شود. در اینجا ما با یک ناهمخوانی (Dissonance) فلسفی و سیاسی روبه‌رو هستیم؛ شکافی که روان‌پزشکی فرا-فرهنگی (Transcultural psychiatry) غالباً با تکیه بر مدل‌های فراگیر و جهان‌شمولِ رنج روانی از آن غفلت کرده است.
به علاوه آنچه مورد ایران را پیچیده‌تر می‌کند، درهم‌تنیدگی فرهنگ، شریعت و کنترل دولتی است—در کنار تحولات سریع نسلی به‌سوی فردگرایی و عرفی گرایی. در حالی که ساختار اجتماعی ایران همچنان بر انسجام خانوادگی و ارزش‌های دینی تأکید دارد، نسل‌های جوان‌تر—به‌ویژه دانشجویان و زنان—در جست‌وجوی خودمختاری روانی و فضاهای درمانی برای تمایز یافتن هستند. این تنش درونی میان سنت و مدرنیته موجب شده در دو دهه گذشته علاقه‌ای شگفت‌انگیز به رویکردهای روان‌کاوانه شکل گیرد؛ رویکردهایی که امکان پرداختن به تعارضات ناخودآگاه، پویایی‌های بین‌نسلی، و آسیب‌های رابطه‌ای را فراهم می‌کند. با این حال، حتی در اینجا نیز انطباق فرهنگی ضروری است؛ چرا که فردگرایی ایرانی با فردگرایی غربی یکسان نیست—و از کدهای اخلاقی، روایت‌های تاریخی، و زبان هیجانی متفاوتی شکل گرفته است.

هم‌زمان، وجود آنچه می‌توان از آن با عنوان خشونت ساختاری (Structural violence) یاد کرد—از محدودیت‌های ایدئولوژیک گرفته تا سانسور و قوانین مربوط به پوشش—به‌صورت مستقیم در روان افراد تولید ناخرسندی می‌کند. روان‌درمانگران در چنین شرایطی با چالش‌های قابل توجه اخلاقی مواجه‌اند: چگونه درمان را با بافت فرهنگی سازگار کنند بدون آن‌که با ساختارهای محدودگر هم‌دست (Collusion) شوند؟ چگونه در عین وفاداری به اصول درمانی، به واقعیت‌های فرهنگی-سیاسی نیز احترام بگذارند؟

این بحث را به باید به سطحی جهانی‌تر هم پیوند داد: به ظهور واکنش‌های اقتدارگرایانه و راست‌گرایانه در برابر مهاجرت، بی‌ثباتی فرهنگی، و اضطراب‌های جمعی. چه در غرب و چه در شرق، این واکنش‌ها اغلب بازتابی‌ است از فقدان سوگواری، فروپاشی فضای تأمل، و نیاز به نگه‌داری روانی—نیازی که روان‌درمانی، اگر واقعاً حساس به زمینه باشد، به‌گونه‌ای بی‌بدیل می‌تواند به آن پاسخ دهد.

پی‌نوشت:

فرهنگ‌ها را می‌توان از نظر نحوه‌ی ارتباط و انتقال معنا به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد: فرهنگ‌های کم‌با‌فت (Low-context) و فرهنگ‌های پر‌با‌فت (High-context). این مفهوم را نخستین‌بار «ادوارد هال» (Edward T. Hall) مطرح کرد. اما در فرهنگ کم‌با‌فت (Low-context)، پیام‌ها بیشتر به‌طور مستقیم و صریح بیان می‌شوند و معنا عمدتاً در خودِ کلمات نهفته است، نه در زمینه‌ی اجتماعی یا روابط. افراد انتظار دارند آنچه گفته می‌شود دقیق و واضح باشد.

آخرین مطالب

۱۸ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌شناسی

کنجکاوی در چرایی توجه ایرانیان به آگدن 

این‌که تحلیل‌گر در عمل با «ابژه‌های درونی» کار نمی‌کند، بلکه با «سومِ تحلیلی» سروکار دارد—زمینه‌ای روانی که میان تحلیل‌گر و بیمار ساخته می‌شود و به هیچ‌کدام به‌تنهایی تعلق ندارد...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی اجتماعی

ریشه‌یابی بحران خدمات سلامت روان‌ در ایران

دولت طی سه دهه عملاً بخش عمده بار سلامت روان را به دوش بخش خصوصی انداخته و از ساختن یک نظام منسجم، قابل نظارت و پاسخ‌گو شانه خالی کرده است. مشکل «گرانی تراپی» نیست؛ مشکل این است که دولت کاری را که باید انجام دهد انجام نمی‌دهد و تمام فشار...
۱۱ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌درمانی

نقد یا شبه‌نقد؟

بخش عمده‌ای از اختلالات روانی دقیقاً با همین ناتوانی در خودکاوی شناخته می‌شوند. انتظار اینکه فردِ افسرده، مضطرب، وسواسی، یا گرفتار تروما «به عنوان پیش‌درمانی، خودکاوی کند»، شبیه این است که از فردی با فشار خون بالا بخواهیم «اول فشارش را با مراقبه و...
۹ آذرماه ۱۴۰۴

روان‌پزشکی

ماتم، مالیخولیا و مساله‌ی غیاب در بستر یک روایت گسیخته

خسرو که بر اثر حادثه ای ساده مُرده، برخی از اتفاقات زندگی‌اش، مرور می‌شود. داستان با لیلی همسر خسرو شروع می‌شود، که بعد مرک شوهرش نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. امین شخصیت دیگری است، که مکمل خسرو و لیلی است، و روایت را پیش می‌برد.
۲ آذرماه ۱۴۰۴

بررسی‌هایی در مورد خودکشی

چندخطای رایج در فهم خودکشی و مسئولیت اجتماعی ما

تجربه‌ی انباشته‌ی جهانی نشان می‌دهد که با شناخت عوامل خطر، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تقویت دسترسی به خدمات درمانی و ایجاد شبکه‌های اجتماعی حامی، می‌توان احتمال خودکشی را پایین آورد. خودکشی پدیده‌ای...